بنام خداي عالم و آدم![]()
خدايا!![]()
مرا در اقيانوس عشقت غرقه ساز![]()
تا در هر نفس به تو عشق بورزم.![]()
و آفتاب مهرت را![]()
بر زندگي كساني![]()
كه اسير ظلمت افسردگي و نوميدي هستند![]()
بتابانم.![]()
تفسير:
اين يك هشدار است و انتخاب راه با شماست!![]()
در آيات گذشته به پيامبر(ص) هشدار داده شده كه تحت تاثير افراد(( آثم)) (( كفور)) (مجرم و كافر)هرگز واقع نشود.![]()
آيه 27![]()
(ان هولاء يحبون العاجله و يذرون وراء هم يوما ثقيلا)
در اينجا معرفي بيشتري از نها كرده مي گويد:(( آنها زندگي زودگذر دنيا را دوست دارند در حاليكه روز سختي را در پشت سر خود رها مي كنند)) و ناديده مي گيرند!![]()
سنگين از نظر محاسبه از نظر طول زمان و فضاحت و رسوايي .![]()
افق افكار آنها از خور و خواب و شهوت فراتر نمي رود و آخرين نقطه ديد آنها همين لذائذ بي قيد و شرط مادي است و عجيب اينكه مي خواهند روح بزرگ پيامبر (ص) را نيز با همين مقياس بسنجند.![]()
در آيه بعد به آنها هشدار مي دهد كه از نيرو و قدرت خود مغرور نشوند كه اينها را همه خدا داده و هر زمان بخواهد بسرعت باز پس مي گيرد.![]()
آيه 28![]()
(نحن خلقناهم و شددنا اسرهم و اذا شئنا بدلنا امثالهم تبديلا)
مي فرمايد:(( ما آنها را آفريديم و پيوندهاي وجودشان را محكم كرديم (به آنها قوت و قدرت بخشيديم) و هر زمان بخواهيم جاي آنها را به گروه ديگري مي دهيم)).![]()
به راستي قرآن در اينجا انگشت روي نقطه حساسي گذارده و آن پيوندهاي مختلف اجزاي وجود بشر است از عصبهاي كوچك و بزرگ كه همچون طنابهاي آهنين عضلات را به يكديگر مربوط مي سازد گرفته تا رباطها و عضلات مختلف آنچنان قطعات كوچك و بزرگ استخوان و گوشتهاي اندام انسان را به يكديگر محكم بسته كه از مجموع آنها يك واحد كاملا منسجم كه آماده انجام هرگونه فعاليتي است- ساخته اما روي هم رفته اين جمله كنايه از قدرت و قوت است.![]()
اين آيه در ضمن غنا و بي نيازي ذات پاك خدا را از آنها و از اطاعت و ايمانشان روشن مي سازد تا بدانند اگر اصراري براي ايمان آنهاست در حقيقت لطف و رحمتي است از ناحيه پروردگار.![]()
آيه 29![]()
(ان هذه تذكره فمن شاء اتخذ الي ربه سبيلا)
سپس به كل بحثهايي كه در اين سوره آمده است –كه مجموعا يك برنامه جامع سعادت را ارائه مي دهد – اشاره كرده مي گويد:(( اين يك تذكر و ياد آوري است و هر كس بخواهد (با استفاده از آن) راهي به سوي پروردگارش بر مي گزيند.))![]()
وظيفه ما نشان دادن راه است نه اجبار بر انتخاب اين شما هستيد كه بايد با عقل و درك خود حق را از باطل تشخيص دهيد و با اراده و اختيار خود تصميم بگيريد.![]()
اين در حقيقت تاكيدي است بر آنچه در آغاز سوره گذشت كه فرمود:(( ما راه را به او نشان داديم خواه پذيرا شود و شكر اين نعمت را به جا آورد يا روي گرداند و كفران كند)).![]()
آيه 30![]()
( و ما تشاء ون الا ان يشاءالله)
و از آنجا كه ممكن است افراد كوته فكر از تعبير فوق نوعي تفويض و واگذاري مطلق به بندگان تصور كنند در اين آيه براي نفي اين توهم ميافزايد:(( و شما هيچ چيز را نمي خواهيد مگر اين كه خدا بخواهد))![]()
(انالله كان عليما حكيما)
چرا كه خداوند دانا و حكيم بوده و هست.![]()
و اين در حقيقت اثبات اصل معروف ((الامر بين الامرين)) است از يك سو مي فرمايد: (( خدا راه را نشان داده و انتخاب با شماست)) و از سوي ديگر مي افزايد: (( انتخاب شما منوط به مشيت الهي است)) يعني:شما استقلال كامل نداريد بلكه قدرت و توان و آزادي اراده شما همه به خواست خدا و از ناحيه اوست و هر زمان اراده كند مي تواند اين قدرت و آزادي را سلب كند.
به اين ترتيب نه (( تفويض)) و واگذاري كامل است و نه ((اجبار)) و سلب اختيار بلكه حقيقتي است دقيق و ظريف در ميان اين دو يا به تعبير ديگر:نوعي آزادي وابسته به مشيت الهي است كه هر لحظه بخواهد مي تواند آن را باز پس گيرد تا هم بندگان بتوانند بار تكليف و مسئوليت را كه رمز تكامل آنهاست بر دوش گيرند و هم خود را بي نياز از خداوند تصور كنند.![]()
ذيل آيه كه مي فرمايد: ان الله كان عليما حكيما نيز ممكن است اشاره به همين معني باشد چرا كه علم و حكمت خدا ايجاب مي كند بندگان را در پيمودن راه تكامل آزاد بگذارد وگرنه تكامل اجباري و تحميلي تكامل نيست به علاوه علم و حكمت او اجازه نمي دهد كه افرادي را مجبور به كار خير و افرادي را مجبور به كار شر كند و بعد گروه اول را پاداش دهد و گروه دوم را مجازات كند.![]()
آيه 31![]()
يدخل من يشاء في رحمته و الظالمين اعدلهم عذابا اليما)
و سرانجام در اخرين آيه اين سوره به سرنوشت نيكوكاران و بدكاران در يك جمله كوتاه و پر معني اشاره كرده مي فرمايد: خداهر كس را بخواهد و شايسته بداند در رحمتش وارد مي كند و براي ظالمان عذاب دردناكي آماده ساخته است.![]()
جالب اين كه در آغاز آيه مي گويد: (( هركس را بخواهد در رحمت خود وارد مي كند)) ولي در پايان آيه عذاب را روي ظالمان متمركز مي سازد. و اين نشان مي دهد كه مشيت او بر عذاب به دنبال مشيت انسان بر ظلم و گناه است و به قرينه مقابله روشن مي شود كه مشيت او در رحمت نيز به دنبال اراده انسان در ايمان و عمل صالح و اجراي عدل است و جز اين از حكيم نمي توان انتظار داشت.![]()
خدايا!![]()
متبركم كن![]()
تا يگانه درسي را كه نيازمندش هستم بياموزم:![]()
اتكاي كامل به تو.![]()
خدايا!![]()
متبركم گردان![]()
تا هر روز از زندگي ام ![]()
پيشكش عشقي به تو باشد.![]()
بادا كه تو![]()
همراه ناديده من![]()
در تمامي جاده هاي زندگي كنارم باشي.![]()
براي چشيدن شراب تسنيم ما رو هم دعا كنيد.![]()
خدانگهدار![]()
آرزو ميرابي![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
![]()
| إِنَّا نحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْك الْقُرْءَانَ تَنزِيلاً |
در اين آيه مطلب از چند راه تاءكيد شده : اول اينكه در آغاز كلام حرف ((ان )) آمده . دوم اينكه ضمير متكلم مع الغير در آن تكرار شده ((انا، نحن )) سوم اينكه مفعول مطلق ((نزلنا)) را در كلام آورده و فرموده : ((تنزيلا)) تا هم مطلب را تاءكيد كند و هم مسجل نمايد كه اگر قرآن به تدريج نازل شده ، احتمال مداخله شيطان و هواهاى نفسانى در آن نمى رود،چون نازل كننده آن خداى تعالى است .
امر به صبر و نهى از اطاعت از فساق و كفار
| فَاصبرْ لِحُكمِ رَبِّك وَ لا تُطِعْ مِنهُمْ ءَاثِماً أَوْ كَفُوراً |
حرف ((فاء)) در اول آيه مى فهماند كه مطلب آن نتيجه گيرى از مضمون آيه قبلى است ، و همينطور هم هست ، چون لازمه اينكه نازل كننده قرآن خدا باشد اين است كه آنچه از احكام و فرامين كه در قرآن است حكم خداى تعالى باشد، و بر پيامبر واجب باشد آن را اطاعت كند، در نتيجه معناى آيه چنين مى شود: حال كه معلوم شد نازل كردن قرآن از ناحيه ماست ، پس احكامى هم كه در آن است حكم پروردگار تو است ، پس بر تو واجب است در برابر آن حكم صبر كنى .
و اينكه در جمله ((و لا تطع منهم اثما او كفورا)) كه سياق نهى است ترديد آمده ، خود دليل بر اين است كه حكم نهى عموميت دارد، و از اطاعت آثم و كفور در هر حال نهى مى ك ند، چه آن موردى كه طرف هم آثم است و هم كفور، و چه آنجايى كه طرف آثم هست ولى كفور نيست ، و چه به عكسش ، و ظاهرا مراد از آثم مسلمان متصف به معصيت باشد، و مراد از كفور افرادى از كفار باشد كه در كفر مبالغه مى كنند، پس آيه شريفه هم شامل كفار است و هم فساق .
و از اينكه قبل از نهى از اطاعت اين دو طايفه امر به صبر در برابر حكم خدا را آورده فهميده مى شود كه نهى مذكور تفسير همان امر است ، و مفاد نهى اين است كه وقتى آثم تو را به اثم خود دعوت مى كند اطاعتش مكن ، كفور هم وقتى تو را به كفر خود مى خواند اجابتش مكن ، چون اثم آثم از مسلمانان ، و كفر كافر، هر دو مخالف حكم پروردگار تو است . اين معنا از سياق نهى كه بعد از امر واقع شده استفاده مى شود، نه از تعليق حكم بر وصف كه مشعر بر عليت است ، چون تعليق حكم نهى بر دو وصف آثم و كفور مشعر بر عليت اثم و كفر براى نهى از هر اطاعت است ، نه عليت براى نهى از خصوص اثمى كه آثم و كفرى كه كافر بدان دعوت مى كند.
| وَ اذْكُرِ اسمَ رَبِّك بُكْرَةً وَ أَصِيلاً |
يعنى مداومت كن بر ذكر پروردگارت ، كه همان نماز در ((بكره )) و ((اصيل )) يعنى صبح و عصر باشد.
| وَ مِنَ الَّيْلِ فَاسجُدْ لَهُ وَ سبِّحْهُ لَيْلاً طوِيلاً |
كلمه ((من )) براى تبعيض است ، و مراد از ((سجود براى خدا)) نماز خواندن است ، و مضمون اين دو آيه كه همان ذكر نام خدا در بكره و اصيل و سجده براى او در پاسى از شب باشد، با نماز صبح و عصر و مغرب و عشا تطبيق مى شود، و همين مويد آن احتمال است كه گفتيم اين آيات در مكه يعنى قبل از واجب شدن نمازهاى پنجگانه نازل شده باشد، چون آيه اى كه مشتمل بر نمازهاى پنجگانه است آيه ((اقم الصلوه لدلوك الشمس الى غسق الليل و قران الفجر)) است .
بعضى ها گفته اند كه : كلمه ((اصيل )) به بعد از ظهر اطلاق مى شود، در نتيجه شامل وقت نماز ظهر و عصر هر دو مى گردد. و اين سخن بدى نيست .
((و سبحه ليلا طويلا)) - يعنى در شب طولانى ، و توصيف ((ليل )) به ((طويل )) توضيحى است ، نه احترازى ، نمى خواهد بفرمايد در شبهاى كوتاه خدا را تسبيح مكن ، و منظور از تسبيح همان نماز شب است . احتمال هم دارد كه كلمه ((طويل )) صفت باشد براى مفعول مطلقى كه حذف شده ، و تقدير كلام ((و سبحه فى الليل تسبيحا طويلا)) باشد، يعنى در شب خدا را تسبيح كن تسبيحى طولانى .
| إِنَّ هَؤُلاءِ يحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَرَاءَهُمْ يَوْماً ثَقِيلاً |
اين آيه علت امر و نهى قبل را بيان مى كند، و اشاره با ((هولاء)) اشاره به جمعيت آثم و كفور است ، چون اين دو كلمه در سياق نهى بدون الف و لام آمده بودند، و نكره در سياق نهى جمعيت و عموميت را مى رساند. و مراد از كلمه ((عاجله )) زندگى نقد دنيا است ، و اگر خود روز را روز ثقيل خوانده ، از باب استعاره است ، گويا شدت آن روز بار بسيار سنگينى است كه نمى توان به دوشش كشيد، و منظور از ((يوم ثقيل )) همان روز قيامت است .
و اما اينكه چرا روز قيامت را وراء آثمين و كفار خواند، با اينكه تحقق آن در پيش رو و آينده ايشان است ، يا به خاطر اين است كه كلمه ((وراء)) معناى احاطه را مى رساند و شامل همه جهات مى شود، و يا به خاطر اين است كه هر چند قيامت در پيش روى آنان است ، ولى ايشان آن را پشت سر مى اندازند، چون كلمه تذرون معناى اعراض مى دهد.
| نحْنُ خَلَقْنَهُمْ وَ شدَدْنَا أَسرَهُمْ وَ إِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَلَهُمْ تَبْدِيلاً |
معناى آيه : ((نحن خلقناهم و شددنا اسرهم ...)) كه متضمّن دفع يك توّهم در مورد قدرت خداى تعالى است
كلمه ((شد)) - بستن - بر خلاف كلمه ((فك )) - باز كردن -است . و كلمه ((اسر)) در اصل به معناى بستن و طناب پيچ كردن است ، و بر خود طناب و زنجير و امثال آن نيز اطلاق مى شود، پس معناى اينكه فرمود: ((شددنا اسرهم )) اين است كه ما مفاصل آنان را با رشته هاى اعصاب و بافت هاى عضلانى محكم به هم پيوستيم . و ممكن هم هست كلمه ((اسر)) به معناى ماسور و معناى آيه اين باشد كه : ما پيوند اعضاى مختلف و به هم پيوسته آنان را محكم كرديم ، به طورى كه از شدت به هم پيوستگى انسان واحدى شدند.
((و اذا شئنا بدلنا امثالهم تبديلا)) - يعنى هر گاه بخواهيم امثال آنان را مبدل مى كنيم ، يعنى آنان را از بين مى بريم و امثال آنان را بجاى آنان مى آوريم ، و اين همان منقرض كردن يك نسل و پديد آوردن نسلى ديگر است .
بعضى از مفسرين گفته اند: مراد تبديل نشاه دنيايى آنان ، به نشاه آخرتى ايشان است ، ولى اين معنا از سياق به دور است .
و آيه شريفه در معناى دفع توهمى است كه ممكن است به ذهن كسى بيايد و توهم كند كه آثمين و كفرانگران با دنيا دوستى و اعراضشان از آخرت مى توانند خدا را به ستوه آورند و نگذارند اراده او در عالم به كرسى بنشيند، او اراده كرده كه اينان ايمان بياورند و اطاعتش كنند، ولى چنين نمى كنند. براى دفع اين توهم جواب داده كه آنها هر چه باشند مخلوق خدايند، و اين خداى تعالى است كه با سلسله اعصاب و عضلات ، اعضايشان را به هم پيوسته ، و هر وقت بخواهد اين پيوند را از هم مى گسلد و از بينشان مى برد و مردمى ديگر بجاى آنان مى آورد، پس چگونه اينان مى توانند خدا را عاجز كنند، با اينكه خلقت و تدبير امرشان و زندگى و مرگشان به دست اوست ؟
| إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شاءَ اتخَذَ إِلى رَبِّهِ سبِيلاً |
تفسير اين آيه در سوره مزمل گذشت ، و كلمه ((هذه )) اشاره به مطالبى است كه در سوره آمده .
| وَ مَا تَشاءُونَ إِلا أَن يَشاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً |
در اين آيه استثنايى آمده كه از آن به دست مى آيد كه تحقق يافتن مشيت بنده موقوف برخواست خداى تعالى است ، معلوم مى شود مشيت خداى تعالى در مشيت و عمل بنده اثر دارد، به اين معنا كه اگر خدا بخواهد عملى از بنده سر بزند نخست در او مشيت و خواست ايجاد مى كند، پس مشيت خدا به مشيت عبد تعلق مى گيرد نه به فعل عبد. و به عبارت ديگر مستقلا و بدون واسطه به مشيت عبد تعلق مى گيرد و با واسطه به فعل او تعلق مى گيرد، پس تاءثير مشيت خدا طورى نيست كه مستلزم جبر در بنده بشود، و چنان هم نيست كه بنده در اراده خود مستقل باشد و هر كارى خواست بكند هر چند كه خدا نخواسته باشد. پس فعل بنده اختيارى است ، چون مستند به اختيار و اراده خود او است ، و اما اختيار بنده ، مستند به اختيار ديگرى نيست ، كه توضيح اين بحث در چند مورد در سابق گذشت .
و اين آيه در مقام دفع توهمى است ، و آن اين است كه كفار توهم كرده بودند كه در مشيت خود مستقلند و خواستشان وابسته به خواست پروردگارشان نيست ، و شايد توجه دادن آنان به اين حقيقت باعث شد كه در آيه شريفه از غيبت ((فمن شاء...)) به خطاب التفات نموده بفرمايد: ((و ما تشاون ...)) همچنان كه علت التفات از تكلم مع الغير، در آيه ((نحن خلقناهم ...)) كه خداى تعالى گوينده فرض شده بود، به غيبت در جمله ((يشاء الله ...)) كه خداى تعالى غايب فرض شده ، اشاره به علت حكم بوده ، خواسته است بفهماند آن كسى كه به نام جليل ((الله )) ناميده مى شود، كسى است كه هر موجودى از ساحت او صادر مى شود، و هر چيزى به سوى او منتهى مى گردد، پس هيچ مشيتى بدون مشيت او نخواهد بود، و بدون خواست او موثر واقع نمى شود، و جمله ((ان اللّه كان عليما حكيما)) زمينه چينى است براى مضمون آيه بعدى .
| يُدْخِلُ مَن يَشاءُ فى رَحْمَتِهِ وَ الظلِمِينَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَاباً أَلِيمَا |
مفعول فعل ((يشاء)) حذف شده ، چون گفتار آيه مى فهماند كه آن چيست ، و تقدير آيه چنين است : ((يدخل فى رحمته من يشاء دخوله فى رحمته ))، داخل در رحمت خود مى كند هر كسى را كه بخواهد داخل آن كند، و نمى خواهد مگر داخل كردن كسى را كه ايمان آورد و تقوى پيشه كند. و اما غير اينان يعنى اهل اثم و كفر را در جمله ((و الظالمين اعد لهم عذابا اليما)) وضعشان را بيان فرمود.
و اين آيه سنت خداى تعالى را كه در بندگانش از حيث سعادت و شقاوت جارى است بيان نموده ، و اين بيان را با ذيل آيه قبلى كه گفتيم زمينه چينى براى اين آيه است تعليل مى كند،
در نتيجه مى فهماند كه سنت خداى تعالى در بندگانش يك سنت بى حساب و ناشى از جهالت نيست ، بلكه او با هر يك از دو طايفه طورى عمل مى كند كه شايسته آن هستند، و به زودى هر دو طايفه را به حقيقت آنچه مى كردند آگاه مى سازد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام دوستان عزیزم
مطمئن باشید ما همیشه در کنارتان هستیم
و بعد از تمام شدن جشنواره تسنیم از ابتدای کلام خدا شروع می کنیم
تا ختم قرآن به همراه تفسیرات آن و همچنین هر هفته بحث راجع
به یک سوره خواهیم داشت![]()
![]()

نگین بختیاری
و منصوره داداش لو![]()
بنام خداي عالم و آدم![]()
خدايا!![]()
چنان نزديكي ![]()
كه نمي توانم ببينمت.![]()
صداي تو هر لحظه با من سخن مي گويد![]()
اما من آن را نمي شنوم.![]()
مرا به اعماق درونم ببر تا شكوه بي پرده جمال تو را بشنوم .![]()
مرا بياموز ![]()
پيوسته تو را بجويم![]()
و همواره به عنوان يگانه پناهگاهم ![]()
به تو رو كنم.![]()

تفسير:![]()
5 دستور مهم براي موفقيت در اجراي حكم خدا![]()
آيات اين سوره از آغاز تاكنون درباره خلقت انسان و سپس معاد و رستاخيز او سخن مي گفت.در اين آيات روي سخن را به پيامبر (ص) كرده دستورات موكدي براي هدايت انسان ها و صبر و مقاومت در اين راه به او مي دهد.در واقع اين آيات راه وصول به آن همه نعمتهاي بي مانند را نشان داده كه تنها از طريق تمسك به قرآن و پيروي از رهبري چون پيامبر (ص) والهام گرفتن از دستورات او امكان پذير است.![]()
آيه 23![]()
(انا نحن نزلنا عليك القران تنزيلا)
نخست مي فرمايد: مسلما ما قرآن را بر تو نازل كرديم
سپس 5 دستور مهم به پيامبر (ص) مي دهد.![]()
آيه 24![]()
فاصبر لحكم ربك
كه نخستين آن دعوت به صبر و استقامت است. مي فرمايد: سپس در (تبليغ و اجراي) حكم پروردگارت شكيبا(و با استقامت) باش.![]()
از مشكلات و موانع راه و كثرت دشمنان و سرسختي آنها ترس و هراسي به خود راه مده و همچنان به پيش حركت كن.![]()
(ولا تطع منهم ءاثما او كفورا)
و در دومين دستور پيامبر(ص) را از هرگونه سازش با منحرفان بر حذر داشته مي گويد:(( و از هيچ گناهكار يا كافري از آنان اطاعت مكن))![]()
در حقيقت اين حكم دوم تاكيدي است بر حكم اول چرا كه جمعيت دشمنان تلاش مي كردند كه از طرق مختلف پيامبر(ص) را در مسير باطل به سازش بكشانند چنانكه نقل شده كه (عتبه بن ربيعه) و ( وليدبن مغيره) به پيامبر(ص) مي گفتند: از دعوت خود باز گرد ما آنقدر ثروت در اختيار تو مي گذاريم كه راضي شوي و زيباترين دختران عرب را به همسري تو در مي آوريم و پيشنهادهاي ديگري از اين قبيلو پيامبر (ص) به عنوان يك رهبر بزرگ راستين بايد در برابر اين وسوسه هاي شيطاني يه تهديداتي كه بعد از بي اثر ماندن اين تطميعات عنوان مي شود صبر و استقامت به خرج دهد نه تسليم تطميع گردد و نه تهديد.![]()
![]()
(و اذكر اسم ربك بكره و اصيلا)
ولي از آنجا كه صبر و استقامت در برابر هجوم اين مشكلات عظيم كار آساني نيست و پيمودن اين راه دو توشه خاصي لازم دارد و در اين آيه مي افزايد:(و نام پروردگارت را هر صبح و شام به ياد آور).![]()
آيه 26![]()
(و من اليل فاسجد له و سبحه ليلا طويلا)
و در شبانگاه براي او سجده كن و مقدار طولاني از شب او را تسبيح گو.
تا در سايه آن ( ذكر) و اين (سجده) و (تسبيح) نيروي لازم و قدرت معنوي و پشتوانه كافي براي مبارزه با مشكلات اين راه فراهم سازي.
دو آيه فوق در حقيقت بيانگر لزوم توجه شبانه روزي و مستمر به ذات مقدس پروردگار است.
در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه دستورهاي پنجگانه آيات فوق گرچه به صورت برنامه اي براي پيامبر(ص)ذكر شده ولي در حقيقت سرمشقي است براي همه كساني كه در مسير رهبري معنوي و انساني جامعه بشري گام بر مي دارند.![]()
آنها بايد بدانند بعد از اطمينان و ايمان كامل به هدف و رسالتي كه دارند لازم است صبر و استقامت پيشه كنند و از انبوه مشكلات راه وحشت نداشته باشند.![]()
و در مرحله بعد بايد در برابر وسوسه هاي شياطيني كه مصداق آثم و كفورند و با انواع حيل و تزوير سعي در منحرف ساختن رهبران و پيشوايان مي كنند تا رسالت آنها عقيم ماند با كمال قدرت مقاومت كنند نه فريب تطميع را بخورند و نه واهمه اي از تهديد به خود راه دهند.![]()
و در تمام مراحل براي كسب قدرت روحي و نيروي اراده عزم راسخ و تصميم آهنين هر صبح و شام به ياد خدا باشند و پيشاني را بر درگاهش بسايند مخصوصا از عبادتهاي شبانه و راز و نياز با او مدد گيرند كه اگر اين امور رعايت شود پيروزي حتمي است و اگر در پاره اي از مراحل مصيبت و شكستي رخ دهد در پرتو اين اصول مي توان آنها را جبران كرد .![]()
برنامه زندگي پيامبر اسلام( ص) و دعوت و رسالت او سر مشق موثري براي رهروان اين راه است.![]()
خدايا!![]()
مرا همواره در درگاهت نگه دار![]()
ديدن تو حتي از دور ![]()
يعني زنده ماندن و جان داشتن![]()
اما نديدنت پژمردن و جان دادن است.![]()
خدايا!![]()
مرا موهبت آن بخش![]()
كه در تو زندگي كنم![]()
پيش روم و نفس بكشم.![]()
مباد كه از ياد ببرم![]()
تو پناه و آسايش من هستي.![]()
با دستي دامن تو را مي گيرم![]()
و با دست ديگر![]()
به تهيدستان و دردمندان ياري مي رسانم.![]()
براي چشيدن شراب تسنيم ما رو هم دعا كنيد.![]()
خدانگهدار![]()
آرزو ميرابي.![]()
بنام خداي عالم و آدم![]()
خدايا!![]()
مرا متبرك گردان ![]()
تا در دنيايي كه همه![]()
به دنبال لذت تملك و قدرتند![]()
ديدگانم بر تو دوخته باشد.![]()
مگذار از پي چيزهايي روم![]()
كه مرگ آنها را مي ربايد![]()
بلكه به جست و جوي چيزهايي بر آيم كه زندگي را در بر دارند.![]()
من با گوهر هاي زمين با زر و سيم![]()
با دارائي و ملك چه كنم؟![]()
ثروت عشق تو را مي خواهم!![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تفسير آيه 14 تا ۲2
آيه 14
(و دانيه عليهم ظلالها و ذلت قطوفها تذليلا)![]()
اين آيه در ادامه نعمتها مي افزايد( و در حالي است كه سايه هاي درختان بهشتي بر آنها فرو افتاده و چيدن ميوه هايش بسيار آسان است.![]()
نه مشكلي وجود دارد نه خاري در دست مي رود و نه احتياج به تلاش و حركتي براي چيدن ميوه هاست!![]()
آيه۱۵
(و يطاف عليهم بانيه من فضه و اكواب كانت قواريرا)
در اين آيه به توضيح قسمتي از چگونگي پذيرايي از اين ميهمانان بهشتي خدا و وسائل پذيرايي آنها و پذيرائي كنندگان پرداخته مي فرمايد:(و در گرداگرد آنها ظرفهايي سيمين و قدحهاييبلورين مي گردانند) پر از بهترين نوشيدنيها.![]()
آيه ۱۶
(قواريرا من فضه قدروها تقديرا)
ظرفهاي بلوريني از نقره كه آنها را به اندازه مناسب آماده كرده اند.![]()
در اين ظرفها انواع غذاهاي بهشتي و در آن قدحهاي بلورين انواع نوشيدنيهاي لذت بخش و نشاط آفرين به مقداري كه مي خواهند و علاقه دارند موجود است و خدمتكاران بهشتي پيوسته گرد آنها دور مي زنند و به آنها عرضه مي كنند.![]()
آيه ۱۷
(و يسقون فيها كاسا كان مزاجها زنجبيلا)
بسياري از مفسران تصريح كرده اند كه عرب جاهلي از شرابهايي كه آميخته با زنجبيل بود لذت مي برد زيرا كه تندي مخصوصي به شراب مي داد و قرآن در اينجا از جامهايي سخن مي گويد كه شراب طهورش با زنجبيل آميخته است ولي بديهي است ميان اين شراب و آن شراب تفاوت از اين دنيا تا آخرت است.
آيه 18
(عينا فيها تسمي سلسبيلا)
اين جامها (از چشمه اي در بهشت كه نامش سلسبيل است) پر مي شود.
سلسبيل نوشيدني بسيار لذيذي را مي گويند كه به راحتي در دهان و گلو جاري مي شود و كاملا گواراست.![]()
آيه 19
(و يطوف عليهم ولدان مخلدون اذا رايتهم حسبتم لولو منثورا)
سپس از پذيرايي كنندگان اين بزم پر سرور كه در جوار رحمت حق در بهشت برين برپا مي شود سخن به ميان آورده مي گويد: و بر گردشان (براي پذيرايي) نوجواناني جاوداني مي گردند كه هرگاه آنها را ببيني گمان مي كني مرواريد پراكرده اند!)![]()
هم خودشان در بهشت جاوداني هستند و هم طراوت و زيبائي و نشاط جواني آنها جاوداني است و هم پذيرايي كردن آنان.![]()
تعبير به ((لولو منثورا)) (مرواريد هاي پراكنده) اشاره اي است به زيبايي و صفا و درخشندگي و جذابيت آنها و هم حضورشان در همه جاي اين بزم الهي و روحاني.![]()
آيه 20
(و اذا رايت ثم رايت نعيما و ملكا كبيرا)
و از آنجا كه نعمتهاي جهان ديگر به وصف نمي آيد –هر قدر الفاظ گويا و رسا باشد- در اين آيه به صورت سربسته مي افزايد:( و هنگامي كه آنجا راببيني نعمتها و ملك عظيمي را مي بيني!)![]()
تا اينجا به قسمتي از نعمتهاي بهشتي از قبيل ((مساكن)) و ((تختها)) و ((سايه ها)) و (( ميوه ها)) و (( نوشيدنيها)) و ((و ظرفها)) و (( گروه پذيرايي كنندگان)) اشاره شد واكنون نوبت وسائل تزئيني بهشتيان است.![]()
آيه 21
(عاليهم ثياب سندس خضر و استبرق)
مي فرمايد: بر اندام آنها لباسهايي است از حرير نازك سبز رنگ و از ديباي ضخيم.![]()
(و حلوا اساور من فضه)
و با دستبندهايي از نقره آراسته اند.نقره هايي شفاف كه همچون بلور مي درخشد و از ياقوت و در و مرواريد زيباتر است.![]()
(و سقيهم ربهم شرابا طهورا)
و سرانجام در پايان آيه به عنوان آخرين و مهم ترين نعمت از اين سلسله نعمتها مي فرمايد:( و پروردگارشان شراب طهور به آنان مي نوشاند)![]()
در حديثي از امام صادق (ع) نقل شده است كه: اين شراب قلب و جان آنها را از همه چيز جز خداوند پاك مي كند.![]()
پرده هاي غفلت را مي درد حجابها را از بين مي برد و انسان را شايسته حضور دائم در جوار قرب خدا مي كند نشئه اين شراب طهور از هر نعمتي برتر است.![]()
و از حديثي كه رسول خدا(ص) نقل شده استفاده مي شود كه چشمه شراب طهور بر در بهشت قرار دارد :(( جرعه اي از اين شراب طهور به آنها داده مي شود و خدا به وسيله آن قلوب آنها را از حسد ( و هر گونه صفات رذيله) پاك مي سازد.))![]()
آيه 22
(ان هذا كان لكم جزاءاو كان سعيكم مشكورا)
و در اين آيه آخرين سخن را در اين زمينه بيان كرده مي فرمايد: از سوي خدا به آنها گفته مي شود:(( اين پاداش شماست و سعي و تلاش شما ( در طريق اطاعت فرمان حق) مورد قدرداني است))![]()
مبادا كسي تصور كند كه اين مواهب و پاداشهاي عظيم را بي حساب مي دهند اينها همه جزاي سعي و عمل و پداش مجاهدتها و خودسازيها و چشم پوشي از گناه است.![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدايا!![]()
اگر با من باشي![]()
چه كسي مي تواند عليه من باشد؟![]()
اگر من با تو باشم![]()
چگونه ممكن است كه دشواري ها نصيبم شوند![]()
و از ميان برداشته نشوند؟![]()
هيچ مشكلي هيچ مانعي و هيچ گره اي نيست![]()
كه من و تو با هم![]()
نتوانيم آن را از ميان برداريم.![]()
براي چشيدن شراب تسنيم ما رو هم دعا كنيد.![]()
خدانگهدار.![]()
آرزو ميرابي.![]()
به نام خداي عالم و آدم![]()
خدايا!![]()
مرا
به گونه اي بساز.
شكل بده
و بتراش
كه مايه شرمساري تو نباشم.![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تفسير آيه 9:![]()
چهارمين عمل برجسته ابرار را اخلاص مي شمارد. و مي فرمايد:آنها ميگويند: ما شما را تنها به خاطر خدا اطعام ميكنيم و هيچ پاداش و سپاسي از شما نمي خواهيم.![]()
(انما نطعمكم توجه الله لا نريد منكم جزا و لا شكورا)![]()
اين برنامه منحصر با مساله اطعام نيست كه تمام اعمالشان مخلصانه و براي ذات پاك خداوند است و هيچ چشمداشتي به پاداش مردم و حتي تقدير و تشكر آنها نيست و اصولا در اسلام ارزش عمل به خلوص نيت است. و گرنه اعمالي كه انگيزه هاي غير الهي داشته باشد هيچ گونه ارزش معنوي و الهي ندارد.![]()
و در آخرين توصيف ((ابرار)) مي فرمايد: آنها ميگويند:( ما از پروردگارمان خائفيم از آن روز كه عبوس و سخت است).![]()
(انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا)![]()
تعبير از روز قيامت به روز ((عبوس)) (سخت) با اين كه عبوس از صفات انسان است و به كسي مي گويند كه قيافه اش را در هم كشيده. به خاطر تاكيد بر وضع وحشتناك آن روز است.![]()
يعني آنقدر حوادث آن روز سخت و ناراحت كننده است كه نه تنها انسانها در آن روز عبوسند بلكه گويي خود آن روز نيز عبوس است.![]()
در آخرين آيه مورد بحث به نتيجه اجمالي اعمال نيك و نيات پاكي كه ابرار دارند اشاره كرده مي فرمايد( به خاطر اين عقيده و عمل خداوند آنان را از شر آن روز نگه ميدارد و آنها را مي پذيرد در حالي كه غرق شادي و سرورند)![]()
فوقيهم الله شر ذلك اليوم ولقيهم نصره و سرورا![]()
بنابراين اگر در دنيا به خاطر احساس مسئوليت از آن روز بيمناك بودند خداوند در عوض آنها را در آن روز غرق شادماني و سرور مي كند.![]()
نه تنها در آيات مورد بحث اطعام طعام را يكي از كارهاي برجسته ابرار و عبادالله مي شمرد.بلكه در بسياري از آيات قران روي اين معني تكيه و تاكيد شده است و نشان مي دهد اين كار در پيشگاه خدا محبوبيت خاصي دارد.
در روايات اسلامي نيز تاكيد بسيار در اين زمينه ديده مي شود چنانكه در حديثي از امام صادق مي خوانيم.اگر مومن نيازمندي را اطعام كنم نزد من محبوبتر است از اين كه تنها به ديدار او بروم و اگر به ديدار او بروم نزد من محبوبتر است از اين كه ده برده را آزاد كنم.![]()
قابل توجه اينكه در روايات تنها روي نيازمندان و گرسنگان تكيه نشده بلكه در بعضي صريحا آمده كه اطعام مومنان هر چند بي نياز باشند همچون آزاد كردن برده است و اين نشان مي دهد هدف از اين كار علاوه بر رفع نيازمنديها جلب و تحكيم پيوندهاي دوستي و صميميت است.![]()
در بعضي از روايات نيز تصريح شده كه اطعام گرسنگان –هرچند مومن و مسلمان نباشند- از افضل اعمال است.![]()
در حديثي از پيغمبر اكرم(ص) آمده كه فرمود: يكي از بهترين اعمال نزد خداوند خنك كردن جگر هاي داغ است و سير كردن شكمهاي گرسنه .سوگند به كسي كه جان محمد در دست اوست.بنده اي كه شب سير بخوابد و برادر يا فرمود.همسايه مسلمانش گرسنه باشد به من ايمان نياورده است.![]()
تفسير : پاداشهاي عظيم بهشتي![]()
بعد از اشاره اجمالي در آيات گذشته به نجات(ابرار و نيكان) از عذابهاي دردناك روز قيامت و رسيدن آنها به لقاي محبوب در آيات مورد بحث به شرح اين نعمتهاي بهشتي پرداخته حداقل پانزده نعمت را در طي اين آيات بر مي شمرد:
نخست از مسكن و لباس اين بهشتيان سخن مي گويد مي فرمايد:خداوند (در برار صبرشان بهشت و لباسهاي حرير بهشتي را به آنها پاداش مي دهد)![]()
و جزيهم بما صبروا جنه و حريرا.![]()
نه تنها در اين آيه كه در آيات ديگر قران نيز به اين حقيقت تصريح شده كه پاداشهاي قيامت در مقابل صبر و شكيبائي انسان است .صبر در طريق اطاعت صبر در برابر معصيت و صبر و استقامت در برابر مشكلات و مصائب.
در آيه 24 سوره رعد مي خوانيم فرشتگان به بهشتيان چنين خوشامد مي گويند:سلام عليكم بما صبرتم) ((درود بر شما به خاطر صبر و استقامتي كه داشتيد))![]()
سپس مي افزايد:(اين در حالي است كه در بهشت بر تختهاي زيبا تكيه كرده اند نه آفتاب را در آنجا مي بينند و نه سرما را)![]()
متكئين فيها علي الارائك لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا.![]()
نه اينكه خورشيد و ماه در آنجا وجود نداشته باشد.بلكه تابش ناراحت كننده خورشيد وجود ندارد با وجود سايه هاي درختان بهشتي.![]()
(آلوسي) مفسر معروف اهل سنت در (روح المعاني) در حديثي از ابن عباس چنين نقل مي كند :(هنگامي كه بهشتيان در بهشت هستند ناگهان نوري همچون نور آفتاب مشاهده مي كنند كه صحنه بهشت را روشن ساخته بهشتيان به رضوان (فرشته مامور بهشت) مي گويند: اين نور چيست با اين كه پروردگار ما فرموده:در بهشت نه آفتاب را مي بينند و نه سرما را؟![]()
او در پاسخ مي گويد:اين نور خورشيد و ماه نيست .ولي علي(ع) و فاطمه(س) خندان شده اند و بهشت از نور دندانشان روشن گشته است!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدايا!![]()
معبودم!![]()
تو به همه چيز آگاهي
پس بادا كه خواست تو
پيوسته تحقق پذيرد.![]()
در اندوه و شادي
معبودم!![]()
بادا که خواست تو تحقق پذیرد.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به نام خداي عالم وآدم![]()
خدايا متبركم گردان تا در هر انديشه .كلام و عمل به تو وفادار باشم.
اين دنيا هيچ است و تو همه چيز من.![]()
قسمتي از تفسير5 :
پاداش عظيم ابرار!![]()
در آيات گذشته بعد از آنكه انسان ها را به دو گروه ((شاكر)) و ((كفور)) يا شكر گزار و كفران كننده تقسيم كرد؛ اشاره كوتاهي به مجازات و كيفر سخت كفران كنندگان آمده بود. در آيات مورد بحث به سراغ پاداشهاي شكرگزران و ابرار (نيكان و پاكان) ميرود و نكات جالبي در اين زمينه يادآوري ميكند.![]()
نخست مي فرمايد:به يقين ابرار و(نيكان) از جامي مي نوشند كه با عطر خوشي آميخته است.![]()
آيه 5 :نشان ميدهد كه اين شراب طهور بهشتي بسيار معطر و خوشبو است كه هم ذائقه از آن لذت مي برد.و هم شامه.![]()
سپس به سرچشمه اي كه اين جام شراب طهور از آن پر ميشود اشاره كرد .ميافزايد(از چشمه اي كه بندگان خاص خدا از آن مي نوشند. و از هرجا بخواهند آن را جاري مي سازند.![]()
آيه 6:عينا يشرب بها عبادالله يفجرونها تفجيرا.
آري اين چشمه شراب طهور چنان در اختيار ابرارو عباد الله است كه هرجا اراده كنند از همانجا سر بر ميآورد و جالب اينكه در حديثي از امام باقر (ع) نقل شده كه در توصيف آن فرمود: اين چشمه اي است در خانه پيغمبر اسلام كه از آنجا به خانه ساير پيامبران و مومنان جاري مي شود.![]()
آري همانگونه كه در دنيا چشمه هاي علم و رحمت از خانه پيامبر اكرم(ص) به سوي بندگان خدا و نيكان سرازير مي شود .در آخرت كه تجسم بزرگي از اين برنامه است چشمه شراب طهور الهي از همين بيت وحي ميجوشد و شاخه هاي آن به خانه هاي مومنان سرازير مي گردد. و با نوشيدن از اين شراب هرگونه اندوه و ناراحتي و ناخالصي را از درون جان خود مي شويند.
در آيات بعد به ذكر اعمال و اوصافي كه ابرار و عبادالله دارند .پرداخته با ذكر 5 وصف دليل استحقاق آنها را نسبت به اين همه نعمتهاي بي مانند توضيح داده مي فرمايد:آنها به نذر خود وفا ميكنند.![]()
(يوفون بالنذر)
و از روزي كه شر و عذابش گسترده است بيمناكند.![]()
(و يخافون يوما كان شره مستطيرا)
ترس آنها از شر آن روز بزرگ اشاره به ايمانشان به مساله .معاد.و احساس مسئوليت شديد در برابر فرمان الهي است.![]()
سپس به ذكر سومين عمل شايسته آنها پرداخته ميگويد:( و غذاي خود را با اين كه به آن علاقه و نياز دارند به مسكين و يتيم و اسير مي دهند).
و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا.
اطعام كردن آنها ساده نيست.بلكه توام با ايثار در هنگام نياز شديد است. و از سوي ديگر اطعامي است گسترده كه انواع نيازمندان را از مسكين و يتيم و اسير شامل مي شود.و به اين ترتيب رحمتشان عام و خدمتشانگسترده است.![]()
ضمنا از آيه فوق به خوبي استفاده مي شود كه يكي از بهترين اعمال اطعام محرومين و نيازمندان است نه تنها نيازمندان مسلمان كه اسيران بلاد شرك نيز تحت پوشش اين دستور اسلامي قرار گرفته تا آنجا كه اطعام آنها يكي از كارهاي برجسته ابرار شمرده شده است.![]()
خدايا راهي نميبينم .آينده پنهان است .اما مهم نيست .همين كافيست كه تو همه چيز را ميبيني و من تورا.![]()
براي چشيدن شراب تسنيم مارو هم دعا كنيد.![]()
![]()
خدانگهدار.![]()
آرزو ميرابي.![]()




